تبليغاتX
شب نوشته های یک بچه قورباقه - چو قسمت ازلي بي حضور ما کردند گر اندکي نه به وفق رضا است خورده مگير

 

ديروز:

چو بر در تو من بينواي بي زر و زور      بهيچ باب ندارم ره خروج و دخول

کجا روم چه کنم چاره از کجا جويم     که گشته‌ام ز غم و جور روزگار ملول

چه جرم کرده‌ام اي جان دل بحضرت تو که طاعت من بي‌دل نمي‌شود مقبول

امروز:

فقير و خسته به درگاهت آمدم رحمي   که جز ولاي توام نيست هيچ دستاويز

بيا که هاتف ميخانه دوش با من گفت   که در مقام رضا باش و از قضا مگريز

شاهد:

محمل جانان ببوس آنگه بزاري عرضه دار          کز فراقت سوختم اي مهربان فرياد رس

؟:

بسم الله الرحمن الرّحيم

به نام خداوند بخشاينده مهربان

 

خدا آنست که مي‌فرستد بادها را، پس بر مي‌انگيزد ابر را، پس پهن مي‌کندش در آسمان، آن گونه که مي‌خواهد و مي‌گرداندش پاره‌ها، پس مي‌بيني باران را که بيرون مي‌آيد از رخنه‌هايش، پس چون برساند به آن، آن را که خواهد از بندگانش، آنگاه ايشان شادي مي‌کنند.

و اگرچه بودند پيش از آنکه فرو فرستاده شود برايشان، پيش از آن هر آينه نوميدانند.

پس بنگريد به سوي اثرهاي رحمت خدا، چگونه زنده مي‌کند زمين را پس از مردن آن، به درستي که آن زنده کننده مردگان است و او بر هر چيز توانا است.

سوره روم آيات 47 تا 50

  

+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 2:22 |