نتیجه گیری:
1- نتیجه گیری جدی: بعدها کاشف به عمل آمد آقای دکتر عزیز دلمان، مسئول محترم در حد یک بچه دبیرستانی هم از نجوم سررشته ندارند و پس از ریاست آقای ایکس که با هم در یک باند بوده اند این مسئولیت خطیر را از اقای دکتر وای که در جناح مقابل بودند دودر فرموده اند و طبعا بهتر از این هم نمی شد از ایشان انتظار داشت. البته توی پرانتز عرض کنم که ایشان اگر چه چیزی از نجوم نمی دانست ولی در مکانیک واقعا غولی بودند! ولی خوب چه ربطی داره؟
2- نتیجه گیری اخلاقی: دختربازی خیلی بهتر از درس خواندن است! البته طبق بررسی های بعدی آینده بهتری هم دارد!
3- نتیجه گیری مثبت اندیشانه: خدایش اگر مثبت فکر کنیم کار بدی هم صورت نگرفته. بر فرض محال اگر پای کسی مثل من به آنجا باز می شد پدر اون چهار پنج میلیارد تجهیزاتی که آنجا بود را در می آوردم! ولی این یندگان خدا همه چیز را تمیز ومرتی مثل روز اول نگه داشته بودند. تازه هرازگاهی همه جا را دستمال می کشیدند که کسی بهشون گیر نده! توی این هاگیر واگیر تحریم واین حرفها، این قضیه کم مسئله ای نیست.
4- نتیجه گیری منفی گرایانه: توی انبار آنجا اقلا چند میلیارد وسیله بود که تا حالا حتی پلاستیکشان هم باز نشده بود! با ورود سی سی دی همشون حکم آشغال را پیدا کردند. آقا چرا پول مردم را دور می ریزید؟؟ اخرشم همه مقاله های ما کار تئوری می شوند؟ اقلا این پولها را بدین به ما یک بنیاد ازدواج موقت قورباقه ای دست کنیم، بچه قورباقه ها به فساد کشیده نشوند!
5- نتیجه گیری فیمینیستی: وجود بچه قورباقه های نر باعث کاهش کارایی هر سیستم است.
6- نتیجه گیری آنتی فیمینیستی: وجود قورباقه های ماده باعث کاهش کارایی هر سیستم است.
7- نتیجه گیری دو جنسی: به قول یکی از دوستان (یادش به خیر) من نمی دانم چرا توی این دانشگاه برای انجام هر کار باید حتما یک دختر و یک پسر پایه باشه؟؟!
8- نتیجه گیری سیاسی: آقای استاد دانشگاه خجالت! خجالت! مگه دانشگاه جای باند بازیه؟؟
9- نتیجه گیری آنارشیستی: من دهن این مفسدان فی الارض و خورندگان بیت المال را سرویس می کنم. من پدر ...
10-نتیجه گیری دینی: آقا این خانه های عفاف چی شد؟ می بینید کمبود خانه خالی چه می کند!
11-نتیجه گیری احساسی: اون ترم من معدلم دو نمره آمد پایین!
12-نتیجه گیری عقلانی: احمق بی شعور! می توانستی هم حالت را بکنی، هم کارت را، هم عزیز دوردونه دکتر فلانی بشی، هم کلی نمره ازش بگیری، هم منت سرشون بزاری، هم ... بی خیال تو آدم نمی شی!
13-نتیجه گیری کلی: بعد از کلی تحقیق و تفحص و شب بی خوابی و دود چراغ خوردن تازه فهمیدم: بابا دانشگاه و استاد و هیئت علمی و کار تحقیقاتی و درد علم و درد وطن و ... همه حرف مفته! گفتند ما را خر کنند! به پول بچسب و حال! بقیه را هم بی خیال!
نصیحت: مردمان زمانه بسی رند شدند حتی با دیدن یک مشت پشم فلان جای بچه قورباقه می خواهند کلاهی از آن برای خویش تهیه کنند! پس ای بچه قورباقه پشمت را هم قایم کن!
پ.ن: منتظر نتیحه گیری های شما هم هستیم! 
+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت
10:10 |